• Details
  • Transcript
تَوَجُّه کَردین کِه اَکثَرِ مِعمارا نَقّاش می‌شَن؟ سَعیِ مَن اَز کِشیدَنِ این تابلو نِشان دادَنِ اِتِّحادِ بِینِ اَقوامِ مُختَلِفِ ایرانیِه. اِتِّحادی کِه مُتَأَسِّفانِه روز بِه روز دارِه کَم‌رنگ‌تَر می‌شِه. بَنابَراین مَن سَعی کَردَم با آوَردَنِ یِک سِری اِلِمان‌ها یا مُنومِنت‌هایی کِه بَرایِ هَمه‌ی اِین اَقوام جُدا اَز دین وَ نِژاد وَ رَنگ و زَبان دارایِ اَرزِش یِکسانیه رو کِنارِ هَم بیارَم؛ مِثلِ «حافِظ»، «سَعدی»، «مُولانا»، «تَختِ جَمشید» «شاهنامِه»، «رُستَم»، «سُهراب». اون‌ وَقت اینایی کِه می‌گی کُجاست؟ این یِه تابلُویِ اِنتِزاعیِه، عَزیزَم! پَس لُطف کُن، تُوضیحاتِتَم زیرِش بِنِویس. اِ! عَروسِ خُوشکِلِ ما رو اَذیَّت نَکُن. «سارا» جون، چِرا «کیان» نَیومَده؟ یِه کارِ فُوری واسَش پیش اومَد، نَتونِست بِیاد. آخ! خِیلی دوست داشتَم، تابلُویِ زیبایِ تو رو بِبینَم. لُطف داری. مِرسی. عَزیزَم! «آزیتا» جون، بِریم بَقیه یِ کارها رو هَم بِبینیم. بِبینَم، تو اون آقا رو می‌شناسی؟ کُدوم؟ هَمون کِه خِیلی نِگاش می‌کُنی. آها! مُهندِس «زمانِه» دیگه. «بابَکِ زَمان»! طَراح مَجموعه‌یِ «رازی»؟ آرِه دیگِه. خِیلی اَز کاراش خُوشَم میاد. مَن اَز خُودِش خُوشَم میاد. دارِه نَخ می‌دِه. خیالاتی شُدی. بَله.

You must be logged in to post a comment. login
© Persian4you