• Details
  • Transcript
  • Quiz

(Honor of Fazel Family (Comedy

Director: Pouria Javidpour

Year: 2014

  Cast: Pejman Jamshidi, Bijan Banafshekhah, Shaghayegh Dehghan, Bahareh Rahnama

نام فیلم: شرف خانواده فاضل

کارگردان: پوریا جاویدپور

سال تولید: 1393

بازیگران: پژمان جمشیدی، بیژن بنفشه خواه، شقایق دهقان، بهاره رهنما

دُکتُر «اَفشار» و خانُمِش هَم اومَده بودَن. اون عَقب‌مَقَبا وایساده بودن. مَن گُفتَم، دیگه بَعد اَز دَعوا سَرِ اِصالَت و اینا با مامانِت نَیان. وَلی طِفلَکا، مَعلومه خِیلی باباتو دوست داشتَن. وای! عَمّه «کَتی» رو دیدی؟ چی پوشیده بود! یَعنی اِنگار صاف، اَز دَربارِ «لوییِ شونزدَهُم» پاشُده بود اومَده بود، سَرِ خاک. یَعنی، «امیر»! به زور جِلویِ خَندَه‌مو گِرِفتَم. آخه اون چی بود پوشیده بود؟!‫ «فَتّانه» چِرا تَنها اومَده بود؟ اَز شوهَرِش جُدا شُده؟ نَه؟ آخِّی! طِفلَک! چِقَدَم لاغَر شُده! اِلهی بِمیرَم! این‌قَدر گِریه کَرد، دِلَم بَراش سوخت. «اَمیر»! اون کیف مِشکی بُزُرگَمو نَدیدی؟ «اَمیر»! اِی بابا! چِرا هَنوز نِشَستی؟ «اَمیر»! خوبی؟ چیزی شُده؟ آره. بابام مُرده. آخِّی! اِلهی قُربونِت بِرَم. پاشو یه دوش بِگیر، حالِت جا بیاد. لِباساتَم اُتو کَردَم. آویزون کَردَم به دَرِ کُمُد. پاشو. «نِدا»! جانِ «نِدا» هَر چی فِکر می‌کُنَم، یادَم نِمیاد، آخَرین باری که با بابام حَرف زَدَم، کِی بوده؟ حَتّی یادَم نِمیاد، چی بِهِش می‌گُفتَم؟ مَن یادَمه. تَوَلُّدِ مامانِت بود. رَفتیم پیشِشون. آره. یه ماهِ پیش بود، نَه؟ نَه. فِکر نَکُنَم. دو ماه پیش بود. مُطمَئِنّی؟ یَعنی، اون آخَرین باری بود که بابامو دیدَم؟ نَه دیگه. کِیکِ تَوَلُّدَم تو سِفارِش داده بودی. یادِته؟ کِیکه توش توت‌فَرَنگی داشت. بَعد، یادِته که یادِت رَفته بود، مامانِت آلِرژی داره به توت‌فَرَنگی. آره، آره. طِفلی مامانِت، به چه روزی اُفتاد! صورَتِش شُده بود این‌قَدر! یادَم اُفتاد. وای! بابات خُدابیامُرز، چِقَدر اَز دَستِت عَصَبانی شُد! یادِته بِهِت چی گُفت؟ آره. آره. یادَم اُفتاد. بِهِت گُفتِش که اَگه می‌خواست به قاطِر خوندَن و نِوِشتَن یاد بِده زودتَر ...‫ «نِدا»! یادَم اُفتاد. می‌دونی چیش ناراحت‌کُنَندَه‌س؟ این که اون موقِع نِمی‌دونِستَم، این آخَرین باریه که دارَم با پِدَرَم حَرف می‌زَنَم. اَگه این‌طوری فِکر می‌کَردَم، یه جورِ دیگه رَفتار می‌کَردَم. اَلبَتّه اون روز که، بابات خُدابیامُرز، خِیلی اَز دَستِت عَصَبانی بود. بَعید می‌دونَم جورِ دیگه‌ای می‌تونِستی باهاش حَرف بِزَنی. «نِدا» جان! کُلّی می‌گَم. آهان. اَصلاً اَلان که دارَم فِکر می‌کُنَم، می‌بینَم، ما حَتّی یِک بار هَم نَشِستیم، چَهار تا کَلَمه حَرفِ دُرُست و حِسابی با هَم بِزَنیم. خِیلی بَده، نَه؟ نَه. بَد اینه که اَلان هَمه جَمع شُدَه‌ن خونِه‌یِ مامانِت اینا. فَقَط ما نَرَفتیم. مامانِتَم که می‌شناسی، به تو چیزی نِمی‌گه. می‌خواد تا یه ماه، به مَن تیکه بِندازه. پاشو قُربونِت! پاشو لِباساتو عَوَض کُن. خاکِ خالیه.
login to question
1- مَعنی کَلَمه‌ی «صاف» چیست؟
2- مَعنی کَلَمه‌ی «آلِرژی» چیست؟
3- مَعنی کَلَمه‌ی «خاک» چیست؟
4- مَعنی فِعلِ«تیکه اَنداختَن» چیست؟
5- مَعنی جُمله‌ی «دوش بِگیر» چیست؟

You must be logged in to post a comment. login
© Persian4you